سایت کاریابی جویا کار

پاورپوینت شناخت فضا و شکل گرایی در معماری معاصر

دسته بندي: مقالات / پاور پوینت
5 تیر


نگرش اقلیمی مانند هر نگرش دیگر با کاربر خود از چگونه دیدن معماری می گوید. به او می گوید یک بنا یک آسایشگاه اقلیمی است و آن را باید با شرایط محیطی اش سنجید. مطلق بینی اقلیمی به معنای این است که آب و هوا را عامل نخست در شکل گیری فضای معماری و دیگر اجزای آن بدانیم. به دلایل چندی نگرش اقلیمی در این جا مورد توجه قرار گرفته است:
1- تأثیر و نفوذ این نگرش در فرهنگ آموزش معماری ایران.
2- وجه کاربردی آن که در دنیا به پیشرفت های بزرگی نایل آمد اما متأسفانه در جامعه ما تأ ثیر بسزایی نداشته است.
3- کاربرد آن به عنوان ابزاری برای خواندن معماری گذشته و بومی ایران.
سه جزء اصلی نگرش اقلیمی انسان، سرپناه و محیط طبیعی می باشند. برای دستیابی به مقصد، یک اقلیم گرا باید از ابزار خاصی بهره گیرد. این ابزار را علوم تجربی گوناگون مانند زیست شناسی، آب و هوا شناسی، مصالح شناسی و ... در اختیار او قرار می دهند.
ǂ   سابقه موضوع در جهان و ایران
در اوایل دهه 60 میلادی کتاب طراحی اقلیمی الگی Olgyay به امریکا و سپس جهان عرضه شد. این کتاب و سایر تحقیقات مشابه در جهت پاسخگویی به بحران اقتصادی احتمالی حاصل از کمبود نفت و فراورده های آن بود. با توجه به نیاز غرب به واردات میلیون ها بشکه نفت از خاورمیانه و اینکه این مکان کانون جنگ های متعدد بود و حتی برخی از دولت های منطقه از نفت به عنوان ابزاری سیاسی بهره می گرفتند، سیاست مداران و اقتصاد دانان کشورهای غربی را به اتخاذ سیاست های صرفه جویانه واداشت.
در دهه 50 خورشیدی چند اثر درباره اقلیم و معماری در ایران انتشار یافت. از این جمله اندکتاب های اقلیم گرم و خشک و اقلیم گرم و مرطوب مهندس محمود توسلی و اقلیم و معماری دکتر کسمایی که مباحث آن ها هنوز در حد نظری باقی مانده اند و در عرصه ساخت و ساز، کاربردعملی آن ها دیده نمی شود.
ǂ   فرایند روش اقلیمی
این فرایند را می توان به بخش های زیر تقسیم نمود:
1- انتخاب مکانی مشخص
2- شناسایی رابطه مکان مورد نظر و تقسیمات اقلیمی
3- بررسی اطلاعات آب و هوایی مکان مورد نظر
4- تحلیل اطلاعات به دست آمده
5- ارایه احکام معماری
انتخاب مکان نخستین قدم در یک مطالعه اقلیمی است. شباهت در عناصر آب و هوایی در جند مکان، گونه شناسی اقلیمی به وجود می آورد که به آن تقسیمات اقلیمی می گویند. یکی از رایج ترین تقسیم بندی ها متعلق به کوپن Koppen است که جهان را به چهار دسته آب و هوایی تقسیم می کند. براساس تقسیم بندی او ایران به چهار اقلیم معتدل و مرطوب، سرد، گرم و مرطوب و گرم و خشک تقسیم شده است. قرار گرفتن مکان های مختلف در هرکدام از اقلیم های یاد شده به معنای دستیابی به شرایط اقلیمی دقیق آن نیست. در بسیاری از موارد این نوع دسته بندی تنها می تواند شرایط کلی آن اقلیم را معین نماید و در برخی دیگر حتی با آن نیز همخوانی ندارد. برای نمونه در پهنه بندی اقلیمی آبادی ها و شهرهای کاشان، نطنز، اردستان، زواره و ابیانه در اقلیم گرم و خشک جای می گیرند. فاصله بین کاشان تا اردستان در حدود 100 کیلومتر است و در شرق این مسیر بیابان ها و بخشی از کویر و در غرب آن رشته کوه های مختلفی قرار دارند. هرکدام از آبادی های یاد شده دارای شرایط آب و هوایی خاص خود می باشند.
کاشان در حاشیه بیابان های خشک قرار گرفته و آب و هوایی شبیه به یزد دارد. نطنز در دامنه کوه کرکس جای دارد و آن را می توان یک باغ شهر نامید. ابیانه در ل کوه کرکس است و درخت زارها و دره های حاصل خیز با آب چشمه های جاری، آن را کاملاً از کاشان متمایز می سازد. اردستان نیز یک باغ شهر بوده که در چند دهه اخیر تغیرات اساسی در بافت شهری آن رخ داده است. و باز در فاصله 15 کیلومتری اردستان، زواره با آب و هوای کاملاً بیابانی دیده می شود.
ارایه احکام، آخرین بخش از فرایند روش اقلیمی است. تعیین احکام، اجزای مختلف معماری را در بر می گیرد. دیوارها، پنجره ها، جهت گیری فضاها، سطوح و هر جزیی که به نوعی در آسایش اقلیمی دخالت داشته باشد، مدنظر می باشد. برای نمونه برای معماری مناطق گرم و خشک:
- نوع مصالح: خشت و گل که دارای ظرفیت حرارتی بالا می باشند.
- سازمان دهی پلان: تا حد امکان فشرده و متراکم برای به حداقل رساندن تبادل حرارتی از جداره های خارجی بنا.
- بافت شهری: متراکم با فشردگی مجموعه.
- نوع پوشش: تاق، گنبد و از خشت خام یا گل.
- رنگ سطوح: سفید به منظور تقلیل هرچه بیشتر حرارت ایجاد شده در دیوارها.
- تعداد پنجره ها: حداقل ممکن به منظور جلوگیری از نفوذ اشعه منعکس شده.
- حیاط: مشجر با حوض آب برای ایجاد رطوبت.
جهت استقرار ساختمان: جنوبی یا جنوب شرقی. این جهت از نظر کنترل و به حداقل رساندن نفوذ گرمایی ناشی از تابش آفتاب در بعدازظهر به داخل ساختمان مناسبترین جهت است.
ǂ   اقلیم گرایی – فضا، گونه و شکل
فضا از نگاه اقلیمی جایی ست که مصرف کننده باید در آن آرامش نسبی اقلیمی داشته باشد. بنابراین حجم جای دهنده باید طوری طراحی گردد که ما را به این هدف برساند. به سخن دیگر، فضای معماری به یک حجم مشخص تقلیل می یابد که تابعی از عناصر و عوامل آب و هوایی است.
گونه یا تیپ Type در نگاه اقلیمی شیئ است که ویژگی های مشترک معماری – اقلیمی گروهی از بنا ها را در یک اقلیم مشابه دارا باشد. پس بودن در یک اقلیم و راه حل های معماری مشابه دو عامل مهم در تعریف گونه می باشند. که هم برای اجزای معماری مانند مصالح یا نوع سازه و هم برای بناهایی با کارکرد خاص قابل تعریف کردن و استفاده است.
ǂ   اقلیم و معماری ایرانی
راه حل های اقلیمی را می توان از ویژگی های بسیار مهم معماری ایرانی دانست. ایرانیان در طول تاریخ معماری سعی نموده بودند تا با تدابیر گوناکون، در کنار طبیعت پیرامون خود، محیطی را بوجود آورند که کاربر در هر زمان بتواند در ان آسایش نسبی را با توجه به زمان بهره گیری تجربه کند. او در مکانی که در تابستان گرمای طاقت فرسایی داشته است و در زمستان نیز سرمان آن قابل تحمل نبوده با بهره گیری از نکات مثبت همان محل و همان طبیعت، فضای مطلوبی فراهم می ساخته است. اگر در بالای سطح زمین دمای زیاد و تابش به او مجال نداده است، ه زیر زمین روی آورده و در ارتفاع پنج یا شش متری فضایی خنک بوجود آورده است. بدون وسیله مکانیکی ای که به محیط زیست لطمه وارد کند، تابستان گرم را به بهاری خنک تبدیل می کرده است. از تابش خورشید در زمستان با قرار دادن اتاق های زمستانی در جبهه شمالی بهره گرفته است و اتاق کوچک با بازشو های کم برای شبهای زمستان بوده است. در سوی مقابل آن تالار بزرگ و دیگر فضا های تابستانی پشت به آفتاب جای می گرفتند.
ǂ   اقلیم گرایی در معرض نقد
نخستین انتقادها به مطلق گرایی نگرش اقلیمی توسط آموس راپاپورت Amos Rapaport در 1969 و با انتشار کتاب "فرهنگ و شکل خانه "صورت گرفت. بحث او جای گرفتن اقلیم به عنوان موضوعی درجه دو در شکل دهی به فرم یا شکل خانه است. او برای ارایه بحث خود این سوال را مطرح می کند؟ اگر اقلیم عامل درجه یک در شکل یک خانه است پس چرا در اقلیم های مشابه در یک مکان خاص انواع شکل خانه ها وجود دارند؟
مثال تنوع گونه های خانه های زواره و خانه های گیلان، منبع: کتاب سیری در مبانی نظری معماری دکتر معماریان
برای دستیابی به اهداف مد نظر نگرش اقلیمی باید بنا را در حد یک شیء در طبیعت فرض کرد که هدف اصلی طراح، آسایش اقلیمی کاربران در آن است. سوال بعدی این است که اگر ما در روند مطالعه اقلیمی به یک شکل خاص از بنا دست یابیم، آیا روند دستیابی به به شکل نهایی در اینجا پایان می یابد؟ اگر عوامل فرهنگی و اجتماعی، شکل دیگری را ایجاب کنند چه؟
در همه جای معماری ایرانی، مجموعه ای از عوامل گوناگون که اقلیم یکی از آن ها بوده است دست به دست هم داده اند و شکل نهایی بنا را می سازند. کاربر حضور در یک فضای آسایش دهنده را حس می کند و همزمان در درون آن فضا پیام های بسیاری را دریافت می کند. در مسجد جامع اصفهان برای هر فصل، فضای خاص آن طراحی شده است. گنبدخانه و ایوان و شبستان های بزرگ آن در سوی قبله درست همان جایی که بخش تابستانی مسجد را دربر میگیرد، جای گرفته اند. فضای شبستان زمستانی با آسمانه ( پوشش داخلی سقف ) کوتاهتر در قسمت غربی قرار دارد و هرکدام از ایوان ها نیز برای فصلی خاص ساخته شده اند. در هر گوشه ای از این مسجد می توان توجه به شرایط اقلیمی را مشاهده کرد اما آسایش اقلیمی کاربر تنها یکی از ابزارهای معمار برای هدف پاسخ به نیاز های مادی بوده است. هدف اصلی او ایجاد محیطی معنوی بوده است که مومنین را هرچه بیشتر به خالق خود، در این مکان خاص نزدیک کند. در اینجا هر اندام معماری از سطوح و مقرنس ها و نقوش هندسی و ... در یک نظام کلی طراحی وظیفه نمادین خاص خود را دارا می باشد و این نکته ایست که در مطلق نگری اقلیمی از توجه دور می ماند.
ǁ نگرش شکلی
شکل در فرهنگ معین برابر چهره، صورت، روی، سیما، پیکر، کالبد، رسم و طریقه، مانند، شبه، مثل و نگاره آمده است. در لغت نامه دهخدا: سیرت و صورت چیزی خواه محسوس باشد و یا موهوم ، هیات، هیکل، ترکیب، ریخت. شکل یکی از کیفیات مخصوصه به کمیات است. ( از فرهنگ علوم عقلی تألیف سجادی)
معین: فرم ترکیب عناصری که مجموعه ای واحد را به وجود آورند، روش و سبکی که بین این عناصر هماهنگی برقرار کرده و به طور خلاصه عاملی که شخصیتی ممتاز به مجموعه واحد بخشیده است.
غلامحسین نامی در کتاب مبانی هنر های تجسمی به نقل از دانشنامه معماری و شهرسازی، فرم را کمیتی دو بعدی ویا سه بعدی با ساختاری عینی تعریف کرده است که مفهوم آن گسترش ابعاد و جهات آن در فضا بوسیله اجزایش است و نیز فرم جنبه سه بعدی اجسام تعریف شده است که از زوایای مختلف قابل دیدن باشد.
در تاریخ هنر، به ویژه هنرهای بصری همواره تقابل شکل و محتوا از مباحث مهم بوده است و در معماری موضوع مهم رابطه میان فرم معماری، سازه و کارکرد بناو عناصر دیگری چون محیط است. برای درک و بررسی فرم های معماری از عناصر بصری دو یا سه بعدی کمک می گیریم، در یک نگاه اولیه می توانیم رابطه میان معماری و این عناصر را به این مراحل تقسیم کنیم:
1- زمانی که در آن برای ساخت یک بنا تنها یک فرایند ذهنی طی می شد و نقشه یا ماکتی برای آن ساخته نمی شد.
2- بر روی کاغذ آوردن عناصر بصری بیشتر دو بعدی و اغلب هندسی، پیش از اجرای معماری که نمونه های آن در معماری اسلامی و ایرانی فراوانند.
3- تلاشی که از رنسانس به بعد در معماری اروپا صورت گرفت تا تقریبا تصویری نزدیک به واقعیت تمام شده از بنا را پیشاپیش روی کاغذ بیاورند.
4- از قرن هجدهم و استفاده از هندسه ترسیمی، تبدیل کردن واقعیت به نماهای گوناگون و ترسیم آن ها به عنوان یک سیستم آغاز شد و تا امروز ادامه دارد.
5- امروزه با استفاده از قابلیت های نرم افزارها و امکانات دنیای مجازی می توانیم تمام فضاها را از قبل ساخته و مجازأ تجربه کنیم.
ǂ   مفهوم نگرش شکلی
منظور آن وجهی از شکل گرایی ست که معمایری را برابر ترکیب اشکال یا روندی شکلی می بیند. در واقع آن چه از نظر یک محقق شکل گرا مهم است، شاخصه های شکلی عناصر یک معماری است و براساس این هاست که معماری ها از یکدیگر متمایز یا به هم شبیه تشخیص داده می شوند.
ǂ     منشاء شکل گرایی
قرون هجدهم و نوزدهم زمان شکوفایی علوم گوناگون در در اروپا بود، در این میان سهم فرانسه بیشتر بنیان نهادن علوم نظری چون ریاضیات و فیزیک و سهم انگلستان تجربه کردن عملی نظریه ها، تولید مصالح فلزی، اجرای نخستین پل ها و پیشرفت هایی در زمینه ساخت و ساز بود. دوران Durand یکی از اساتید پلی تکنیک پاریس بود که کمبود توجه به رشته معماری را نسبت به سایر رشته ها دریافت و با تحقیق و تالیف سعی در رفع این نقص داشت. از میان علوم گوناگون، زیست شناسی و تحولات آن بیشترین تأثیر را بر معماری و بخصوصمطالعه تاریخ معماری داشت. دغدغه زیست شناسی در آن زمان پرداختنن به ریشه های موجودات بود و دو نظریه در آن زمان وجود داشت. در اولی که کوویه Cuvier مروج آن بود، موجودات دارای خلقتی جدا و مستقل بودند و دومی، تغییر تدریجی گونه های بوفن Buffon که بعدها توسط داروین تکمیل شد.
با مطرح شدن این نظریات بحث ریشه تاریخی و دسته بندی ها مطرح شد، دوران معتقد بود که می توان این دسته بندی را در بناها ا روند تغییر از ساده به پچیده مشاهده کرد، پس نمونه هایی از آثار تاریخی پیشین را انتخاب و دسته بندی کرد.دوران با انتشار کتاب خود و بکارگیری علومی چون زیست شناسی و هندسه در جهت علمی نمودن معماری و از بین بردن تضادی که در ایجاد محصول رشته های مهندسی و معماری وجود داشت، سعی کرد. به همین منظور او شروع به یافتن اصول و معیارهایی کرد که در این راه یاری اش دهند. برای دسته بندی بناها، آن ها را با سه مبنا و به سه گروه تقسیم کرد:
1-بر مبنای تاریخ و دسته بندی در دوره های تاریخی مانند مصر، روم و ...
2-بر مبنای کارکرد آن ها مانند تئاتر، بیمارستان و ...
3-بر مبنای فرم یا شکل مانند معبد با نقشه محدود، چهارگوش و ...
ǂ   فرایند شکلی دوران
از نگاه دوران، فرایند شکلی از گذشته آغاز می گردد و برای حال و آینده طراحی می گردد، آنچه مهم است این است که واقعیت های موجود به شکل های هندسی تبدیل، و در گروه های گوناگون دسته بندی شوند. دوران معماری را ترکیبی از علم و هنر می داند که برای وجه علمی آن از نظریه تکامل گرایی و هندسه کمک می گیرد و برای وجه هنری آن ذوق و استعداد را لازم می داند. فرایند شکلی او به سرعت در اروپا، برای آموزش معماری به کار رفت و خود او از تاریخ معماری برای معرفی نگرش و روش خود بهره می گرفت. آنچه او انتخاب می کرد فارغ از زمان ساخت، سبک یا مکان بود. او معماری را" هنر ترکیب و اجرای ساختمان های عمومی و خصوصی " می داند که این ترکیب از مونتاژ اجزاء مرکبی بدست می آید که آن ها هم از عناصری مانند دیوار، سقف و ... ساخته شده اند. برای به دست آوردن اشکال متنوع او از فرم های پایه، چون مرربع، مستطیل و دایره کمک گرفته است و از خواصی چون تناوب، تکرار، دوران و تقارن نیز استفاده کرده است.
ǂ   شکل گرایی در دوران معاصر
دوران مطالعاتخود را در آغاز انقلاب صنعتی در اروپا ارایه کردکه تب و تاب پیشرفت در غرب به شدت وجود داشت ولی سالها بعد و در دو دهه اول قرن بیستم، با شکل گرفتن معماری مدرن، شعار قطع رابطه با گذشته مطرح شد که برخلاف نگاه دوران بود که تاریخ را مرجعی مهم برای فهم بهتر معماری و طراحی مطلوب تر می دانست و این روند تا دهه 70 ادامه داشت. برونو زوی که قبلأ هم از او نام بردیم، نگاه به تاریخ و بهره گیری از آن را مرتجعانه معرفی می کرد و برای مدتی تاریخ معماری از آموزش دور ماند. در دهه های 60 و 70 کسانی چون آلدو روسی Aldo Rossi و Rob Krier که به نو مدرنیست ها معروف بودند  با سه کتاب معماری شهرArchiecture of the City و فضای شهری Urban Space  و ترکیب معماری Architectural Composition دوباره بر نقش تاریخ در طراحی در مقیاس معماری و شهری تأکید کردند.
ǂ    نگرش شکلی کرایر
آن چه به وسیله انسان بر روی زمین ساخته می شود در نگاه شکلی دارای سه مقیاس شهری، معماری و معماری داخلی است. از نظر کرایر عناصر پایه در مقیاس شهری و معماری دارای ویژگی های هندسی مشترک هستند که به آن شکل فضایی می گوییم و تفاوت این دو مقیاس در اجزای سازنده آن ها، الگوی کارکرد و گردش در هریک است.موضوع اصلی نگرش شکلی کرایر، فرایند شکل یابی و ارایه نمونه های تاریخی برای هرکدام از شکل های به دست آمده در هر مقیاس می باشد. به علاوه در نگرش کرایر با توجه به اثرات کارکرد مدارانه جنبش مدرن، کارکرد، سازه و شکل ارتباط انکار ناپذیری با یکدیگر دارند.
-در مقیاس شهری، ابتدا گونه های فضایی به اشکال پایه ( مربع، مثلث، دایره ) تبدیل می شوند، به شش حالت ( زاویه، قطاعی، افزودنی، ادغامی، همپوشانی، تغییر شکل ) تغییر می یابند، به دو شکل منظم یا نامنظم با مقاطع ساختمان های مجاور جمع می شوند و در نهایت به گونه های باز یا بسته تبدیل می شوند. شکل باز بوسیله مسیرها یا عناصر دیگر با پیرامون ارتباط برقرار می کند و شکل بسته بوسیله ساختمان های پیرامون محصور میشود.
-در مقیاس معماری، اشکال پایه با سازه به سه حالت دیوار باربر، اسکلت ستوندار و یا تلفیق این دو، ترکیب می شوند، به هفت حالت تغییر می یابند و نمونه هایی برای آن ها از معماری سراسر جهان یافته می شود.
ǂ   نادیده گرفتن زمان و مکان در فرایند شکلی
نگاه دوران و کرایر به معماری، نکاه بی زمان و بی مکان است و پیامد این تفکر نگاه سطحی به معماری است. مثال: کرایر مسجد جامع اصفهان را از 1200 سال پیش در کنار یک بنای قرن شانزدهمی اروپایی قرار می دهد. مسجد جامع برای دو قرن دارای نقشه شبستانی با تاقهای تکرار شونده بسیار بوده است، در قرن پنجم و ششم به یک مسجد چهار ایوانی تغییر یافت، تعدادی از تاق ها با تاق های جدید جایگزین شدند و اکنون تعداد زیادی ستون در پلان، نماینده تکرار یک شکل تاق نیست. این مسجد تحولات بسیاری را از زمان خلفای عباسی تا همین روز شاهد بوده است.در روش کرایر هنگامی که شکل های پایه در این دو روش ارایه می گردند، به دلایل انتخاب، تاریخ شکل گیری، نحوه کاربردشان در جوامع اولیه و معانی نمادین آن ها اشاره ای نمی شود. اهمیت این موضوع در این است که شاید پاسخ به چرایی به کارگیری این شکل ها و عوامل شکل دهنده آن ها بتواند در فهم فرایند شکلی مخاطب را یاری نماید.
ǂ   پیوند محیط، مقیاس، سازه و  شکل بنا
پلان و تحلیل آن نمی تواند به تنهایی بیانگر ویژگی های معمارانه یک بنا باشد، برای مثال فضای محصور میانی که در معماری ایرانی حیاط است و گونه ای از باغ ایرانی با تمامی معانی نمادینش به شمار می رود با نمونه مشابه آن در معماری یونان و رو م و ... متفاوت است و چنین است که او چهار طاقی نیاسر را کنار حیاط مرکزی مسجد امام اصفهان قرار می دهد و به تفاوت های آن ها نیز اشاره ای نمی شود. که حتی در مقیاس تفاوت قابل توجهی دارند – 36 متر مربع و حدود ده هزار متر مربع! .تنها اشتراک این دو بنا این است که در شکل پلان هر دوی این ها در فرم چهارگوش شکست ایجاد شده است. کارکرد، قرارگیری نسبت به فضا های پیرامون، رابطه درون و برون و بسیاری دیگر، همه در این دو نمونه تفاوت بنیادین دارند. پیوند شکل با سازه نیز اگرچه در ابتدا به آن اشاره می شود ولی در روند تولید جدول ها و یافتن شباهت های تاریخی به فراموشی سپرده می شود و مثال بالا هنوز نمونه مناسبی برای این ادعاست.
ǂ    گرامر و دستور زبان شکل
از دهه 80، در انگلستان و با روش علمی-تحلیلی محققینی چون استدمن Steadman با استفاده از پیوند دنیای زبان و معماری و به زبان ریاضی درآوردن پلان معماری، نگاه شکلی تحول یافت. در مباحث زبان شناسی دو اصطلاح نحو Syntax که به ساختار جمله می پردازد و Symantec که به ساختار معنایی آن توجه دارد وجود دارند. روش استدمن بر نحو فضای معماری Space Syntax متمرکز است و روش جامع نام دارد. در روش تجربی طراحی، معمار با طی یک فرایند معماری و با در نظر گرفتن نیاز های کاربر، و عوامل موثر در طراحی مانند اقلیم، فرهنگ، عوامل اجتماعی و دیگر به ارایه گزینه می پردازد و براساس معیارهایی از میان آن گزینه ها انتخاب می کند. با اینکه خلاقیت در این روند مشهود است اما ضمانتی برای رسیدن به بهترین و مطلوب ترین گزینه وجود ندارد.
ولی در روش استدمن تعداد بی شمار گزینه از یک پلان تولید می شود و بعد از تولید محصولات شکلی، به آن ها محدودیت هایی چون توپولوزی، هندسه، ابعاد و تناسبات اعمال می شود و در صورت بروز مشکل و احساس نیاز می توان فرایند را مرور کرده و گزینه های جدید تولید کرد. شرط این است که ابتدا آن چه به نظر کیفیت طراحی می رسد، مانند تناسبات، هم جواری، نورگیری و ... کنار گذاشته شود.
مرحله بعد، دستیابی به ارتباط فضاها از طریق گراف است. گراف نوعی نمودار است که در آن هر فضا با یک دایره کوچک و ها فضای ارتباطی با یک خط راست نشان داده می شود. سپس ارتباط درون و بیرون در لایه های متوالی نشان داده می شوند، حد بعدی شکل ها با توجه به همجواری ها معین می شوند و در نهایت ابعاد و تناسبات به نمودار وارد می شود. با این روش می توان گونه شناسی ای را برای خواندن معماری و از جمله معماری گذشته بوجود آورد که پایه آن تعداد فضا هاست. در اینجا با مقایسه وضع موجود با سایر گزینه های احتمالی می توان به دلایل محدودیت ها که باعث انتخاب این گزینه شده اند، دست یافت.
در نقد روش استدمن می توان چنین گفت که چنین روشی برای تحلیل معماری، برخی جنبه های کیفی و معنایی معماری را نادیده خواهد گرفت چرا که پلان تنها یکی از ابزارهایی ست که معماران با آن به رسانیدن پیام خود می پردازند. برای مثال معماری ایرانی جهانی پر از معانی ست که این معانی در پلان، نما، حجم و حتی بازی آب و آسمان نشان داده می شوندو این نگاه ساده معماری متعالی را تا حد یک ترکیب شکلی کوچک می کند.
شکل درفرهنگ لغات معین : چهره ، صورت ، روی ، سیما ، پیکر ،کالبد ، رسم و طریقه ، مانند ، شبه ، مثل ، نگاره .
فرم درفرهنگ لغات معین : شکل ، ریخت ، ترکیب ، وجه .
فرم در حوزۀ بصری : کمیتی دو بعدی یا سه بعدی با ساختاری عینی که حاصل از گسترش ابعاد و جهات مختلف آن در فضاست و از زوایای مختلف قابل دیدن میباشد .
ابزار اثر گذار : مداد ، قلم ، رنگ .
ابزار اثر پذیر : کاغذ ، شیشه ، مقوا .
عناصر مورد استفاده : نقطه ، خط ، سطح ، حجم ، شکل ، رنگ ،
بافت ، نور ، ریتم ، حرکت ، فضا و زمان .
دو جزء اصلی خلق اثر هنری :
قالب و محتوا
و…


معماری
قيمت فايل:7000 تومان
تعداد اسلايدها:112
خريد فايل از سايت مرجع
دسته بندی ها
تبلیغات متنی